افراط در معاشرت
اين نوع رفتار که معمولاً متأثر از فرهنگ غربي در زمينه ارتباط بين دو جنس است،بيشتر در ميان خانواده هايي ديده مي شود که داراي يک فرهنگ منسجم و اصيل شرقي و اسلامي نيستند. اختلاط بيش از حد بين دختر و پسر،پيش از ازدواج با توجيهاتي مانند زمينه سازي براي شناخت بهتر دو جنس از يکديگر و يا زمينه سازي براي کسب تجربيات عملي براي انجام يک ازدواج موفق صورت مي گيرد . ميهماني ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشي و مسافرت هاي دسته جمعيکهمعمولاً بستر و محمل چنين روابطي است ، در ميان اين دسته از افراد به وفور ديده مي شود . چنين اعمالي بدون توسل به عناصري از فرهنگ غرب اساساً امکان پذير نيست و اين نکته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگي مي کند ، زيرا يک فرهنگ در درون خود داراي انسجام است وما نمي توانيم فرهنگ را به شکل مخلوط و بدون انسجام وبرگرفته از جوامع مختلف به کار گيريم . شايد گرفتاري بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از يک فرهنگ منسجم و سازمان يافته باشد.به اين ترتيب ملاحظه مي شود که افراط در معاشرت ، يک پديده غربي در جامعه ماست
آيا ايجاد رابطه سالم بين دختران و پسران نوجوان و جوان ممکن است؟!!
گفته مي شود : رابطه و همچنين برقراري آن با ديگران به خودي خود محکوم به فساد و تباهي نيست بلکه، اين هدف و مقصود نهايي دو طرف است که ملاک سالم يا ناسالم بودن رابطه خواهد بود.رابطه دختر و پسر تاحدي با قوانين و شرع مقدس ما سازگاري دارد که مي توان اين جهت مسئله را تقويت و پرورش داد .
نويسنده اين مطلب پاسخ خود را داده است چون هدف دو طرف را تعيين کننده سالم و يا نا سالم بودن رابطه دانسته است و پر واضح است که هدف اکثر دختران و پسران از ارتباط با يکديگر، چيزي جز ارضاي غرائز نيست. بعلاوه صرف نظر از هدف رابطه، از نظر دين هرگونه ارتباطي که با تحريک شهوت همراه باشد و يا ترس از افتادن در حرام در آن موجود باشد حرام است.
انواع مختلف رابطه از قبيل گفتار، نامه نگاري، ملاقات در اماکن عمومي، خصوصي، معاشقه و ... در جامعه شنيده و ديده مي شود که مختص جوانان نيست و در نوجوانان نيز وجود دارد.
همه اقسام رابطه، انحراف محسوب مي شود ولي بعضي از کارشناسان در صدد تعريف نوعي ارتباط بين پسر و دختر نامحرم، به عنوان "رابطه سالم" هستند.
در بررسي اين مطلب نخست بايد گفت : رابطه اي سالم است که در آن نگاه جنسيتي وجود نداشته باشد همانند رابطه خواهر و برادر، اما رابطه هاي موجود بين دختر و پسر، اعم از گفتار، ملاقات و...، اساسا بر جنسيت استوار است؛ يعني اگر طرف از جنس مخالف نباشد اصلا ارتباط بر قرار نمي شود. چون غرض، پاسخ گويي به تمايل عاطفي جنسي است که تنها از برقراري ارتباط با جنس مخالف حاصل مي شود و ناگفته پيدا است که احساس عاطفي موجود در اينجا با کشش عاطفي بين اعضاي خانواده تفاوت دارد و لذا نگاه دختر و پسر نامحرمي که رابطه عاطفي دارند نگاه خواهر و برادري نيست و به همين علت است که معمولا خانواده ها با چنين روابطي حتي از نوع کلامي آن مخالفند؛ چون احساس مي کنند از اين رابطه بوي تمايلات غريزي به مشام مي رسد، مگر اينکه رابطه کلامي را مقدمه ازدواج ببينند.
بنا بر اين هرگونه رابطه بين دختر و پسر نامحرم حتي از نوع کلامي آن ناسالم و يک نوع نابساماني اخلاقي شمرده مي شود.
عوامل
1. غريزه جنسي : يکى از نيرومندترين غريزه هاى بشرى غريزه جنسي است که در دوران بلوغ، نمود ويژه اى دارد و بر جسم و جان جوان سايه مى افکند. در دوران بلوغ، دختر و پسر در خود، احساس کمبود مى کنند و مى پندارند اين کمبود با گرماى محبّت جنس مخالف، جبران و با مهر و عطوفت او به آرامش بَدَل مى شود.
2. برنامه ها و فيلمهاي صدا و سيما: يکي از عوامل تشويق و ترغيب جوانان به ايجاد رابطه، وجود برنامه ها و فيلمهاي محرک در صدا و سيما است.
3. خانواده: عامل اصلي بروز ناهنجاري در رابطه بين دو جنس مخالف خانواده است چون محدوديتهاي تعريف نشده والدين در روابط دختر و پسر منجر به لجام گسيختگي جوانان ميشود.در حال حاضر در برخي خانوادهها، والدين معتقدند که نبايد با فرزندان خود در خصوص رابطه با جنس مخالف و يا ازدواج صحبت کنند؛ درحالي که بيتفاوتي به اين مسأله موجب ميشود فرزندان در سنين بزرگسالي و بلوغ به دليل عدم آشنايي و آموزشهاي لازم دچار آسيبهاي جدي شوند. عواملي نظير بيسوادي، نداشتن آگاهي کافي از روشهاي تعليم و تربيت و عدم ارتباط مناسب والدين با يکديگر مي تواند دليلي براي بروز روابط ناسالم ميان دختران و پسران باشد.
4. عدم ارائه الگو هاي مناسب: از دلايل انحراف در ارتباطات اجتماعي، فقدان مباحث تئوريک و عدم معرفي الگوهاي مناسب و قابل تقليد از سوي نخبگان فکري، فرهنگي، حوزوي و دانشگاهي است
5. افزايش فاصله بين ازدواج رسمي و بلوغ جنسي : در فاصله بين ازدواج رسمي و بلوغ جنسي در واقع جوانان با نيازهايي روبرو هستند که توانايي پاسخگويي به آنها را ندارند و به همين دليل در گذشته که اين فاصله کم بود، مشکلات نيز به حداقل ميرسيد
6. وعده ازدواج: بيشتر دختراني که ماجراي ارتباط خود با جنس مخالف را بيان کرده اندمي گويند: «او به من گفت که ما با هم ازدواج خواهيم کرد.» تجربه نشان داده است که قريب به اتفاق اين نوع دوستي ها به ازدواج ختم نمي شود چرا که همه مردم به صورت فطري ارزش پاک بودن را مي دانند وقتي از جواني سوال شد چرا با همان دختري که با او دوست بودي ازدواج نمي کني؟ گفت: «او به درد دوستي مي خورد ولي به درد ازدواج نه. ازدواج شوخي بردار نيست، يا من به او اعتماد ندارم!»
7. عدم آمادگي براي ازدواج: بعضي از جوانان آماده نبودن شرايط ازدواج را دليل اصلي روابط ميدانند
8. مسئوليت گريزي: برخي ديگر به خاطر فرار از مسئوليت و به دوش نکشيدن مسئوليت ديگري ،ازدواج نمي کنند
9. احساس نياز نکردن به ازدواج: گروهي ديگر مي گويند وقتي مي توانيم با يک ارتباط ساده نياز هاي عاطفي ،روحي و جنسي خود را برطرف کنيم چه نيازي به ازدواج داريم.
10. عوامل ديگر : (خلأ عاطفي، خلاء محبت در خانواده، به رسميت شناخته نشدن در خانواده، اذيت شدن در کنکور، فقر اقتصادي، عقده هاي رواني ايجاد شده در مدارس، کم کاري مشاوران تربيتي و روان شناختي آموزش و پرورش و وزارت علوم، برخوردهاي متحجرانه و ناپخته نيروهاي مذهبي)
راه حلها
1. آرامش جنسي : به عقيده ى ما براى آرامش غريزه دو چيز لازم است; يکى، ارضاى غريزه در حدّ حاجت طبيعى و ديگر، جلوگيرى از تهييج و تحريک آن از جمله جدا سازي دختر و پسر در محيطهاي اموزشي بعد ازبلوغ کشش به جنس مخالف ايجاد ميشود و اين امري طبيعي است که بايد با آموزش به افراد، آن را به طور صحيح مديريت کرد.
2. آموزش روابط سالم: سرکوب نيازهاي جوانان و نوجوانان و نگرش بدبينانه نسبت به روابط دختر و پسر مشکلات را حل نميکند. بايد به دنبال راهکارهاي اساسي باشيم که آن آموزش روابط سالم دختر و پسر در جامعه است.
1. اعتماد به پدر و مادر: يکي از مسائلي که نسل جوان بسيار از آن غفلت دارد، اعتماد به پدر و مادر است. آنها به دليل تجربهشان و به دليل اينکه خيرخواهترين افراد نسبت به شما هستند، سرمايه بزرگي به حساب ميآيند. متأسفانه با اين شعار که نسل جوان تحصيلکرده و متعلق به مدرنيته است اعتماد بين جوان و پدر و مادر از بين رفته.البته بعضي وقتها آنها به خاطر برخي شرايط، حساسيت را در روابط دختر و پسر ايجاد ميکنند؛ مثلاً روابط دختر با پسرعمه يا پسرخاله. اينها روابطي است که ميتواند از طرف خانوادهها کنترل شود. اين حساسيتها در بعضي از خانوادهها به ترس از ارتباط با جنس مخالف و در بعضي از خانوادهها به ولع مضاعف ميانجامد. پدر و مادرها در اين رفتارها چيزيهايي ميبينند که قابل دفاع است و نميتوانند به جوان بگويند. آنها مجبورند با رفتارهاي قهري و سلبي عکسالعمل نشان دهند.
به نظر من بايد بعضي رفتارهاي پدر و مادر متعادل باشد و قدري هم به جوانها اعتماد کنند.
برخي والدين که هرگز فرصتي را براي ابراز نظر و گفت و گوي صميمانه با فرزندان خود فراهم نکرده اند با سخت گيري هاي غير منطقي اين پيغام را به نوجوانان مي دهند که بايد تمام نيروهاي غريزي خود را نابود کنند ولي نوجوان نه تنها قادر به نابودي غرايز خويش نيست بلکه آن را به نيروي مخرب تبديل مي کند. تجربه نشان داده بخشي از فسادهاي جنسي دستاورد تنگي مرزها در خانواده ها مي باشد بنابراين ايجاد نورم هاي پر انعطاف و تا حدودي آسان گير براي جوانان با هدف پيشگيري از گسترش معضلات اجتماعي بايد در زمره مهم ترين اهداف فرهنگي کشور قرار گيردخانواده هايي که در زمينه ارتباط سالم دختران و پسران نظارت و کنترل دقيق و غيرمستقيمي را اعمال کرده اند و همچنين اطلاعات لازم را در خصوص مسايل ازدواج، نحوه برخورد و ارتباط صحيح در اختيار فرزندان قرار داده اند، هيچ گاه دچار مشکل نشده اند اگر خانواده داراي شرايط خوبي باشد، در امر تعليم و تربيت فرزند خود موفق خواهد بود. بايد جوّي درست شود که پسر و دختر در آن مطرح نباشد؛ مثلاً در خانوادهاي اگر همکلاسي پسر زنگ بزند و پدر خانواده گوشي تلفن را بردارد قطع ميکند. در صورتي که فقط براي گرفتن جزوه زنگ زده. خانوادهها بايد قبول کنند همه در رابطههايشان اين نظر را ندارند.
توصيههايي براي والدين:
1 ـ پدران و مادران بايد با فرزندان جوان خود به خصوص دختران جوان ارتباطي صميمي و دوستانه داشته باشند.
2 ـ موضعگيري تند نسبت به خواستههاي فرزندان موجب ميشود آنها از بيان خواستهها و مسايلشان اجتناب کنند.
3 ـ هر گاه در مورد مسئلهاي خود نتوانستيد به حل مشکل برسيد از مشاورين روانشناس کمک بگيريد.
4 ـ به ياد داشته باشيد، جوانان بايد فرصت تجربه کردن و اشتباه کردن را داشته باشند تا با استفاده از نتايج آن آيندهاي بهتر و سالمتري بسازند و نيز به ياد داشته باشيد چنانچه در هنگاه اشتباه کردن والدين همراه فرزند باشند، آسيبهاي وارده از اشتباهات به شکل چشمگيري کاهش مييابد.
5 ـ محدود سازي زياد و آزادي زياد هر دو براي رشد سالم جوانان مضر هستند، در عين حالي که به جوانان خود حس اعتماد به آنها را با رفتارتان منتقل ميکنيد، آنها را با لطافت نظارت کنيد.
توصيههايي براي دختران و پسران:
1 ـ در ارتباط بين دختر و پسر، تنها دختران تابع يک فرآيند احساسي و عاشقانه هستند، چرا که از لحاظ رواني و فيزيولوژيک اين تفاوت بين مرد و زن ميباشد. بنابراين در هر ارتباطي بين دختر و پسر، دختران بيشترين آسيب را از لحاظ رواني و حتي از لحاظ جسماني متحمل ميشوند. بنابراين به مفهوم عشق توجه کنيد!
2 ـ از ديد برخي روانشناسان ما زماني عاشق فردي ميشويم که آن فرد از لحاظ شخصيتي و رواني يا شباهتهايي با ما داشته باشد و يا مکمل ما باشد. به ياد داشته باشيد، فقط يک نفر نيست که اينگونه باشد و عشق تنها يک بار اتفاق نميافتد. بنابراين بدانيد علاقهمندي شما به يک فرد بر چه اساسي است و اين علاقهمندي بدان معني نيست که حتما ميبايست به يک رابطه خصوصي منتهي شود.
3 ـ ايجاد رابطه صميمي با پدر يا مادر ميتواند ما را در مسير شکلگيري روابط مناسب با ديگران ياري دهد.
4 ـ چنانچه با مشکلي در روابطتان با ديگران مواجه شديد و زمينه طرح آن با خانواده نبود حتما از روانشناس و يا فردي آگاه در اين زمينه کمک بگيريد.